close
تبلیغات در اینترنت
زندگينامه شهيد مصطفي بلاغت نيا
طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي
?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
♣کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه♣
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

زندگينامه شهيد مصطفي بلاغت نيا

دکتر انلاين

windows 8 windows 7 opera firefox chrome idm winrar kmplayer kaspersky flashplayer adobe reader

تبليغات رزبلاگ

عطاري انلاين

طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي

?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
?کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه?
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

زندگينامه شهيد مصطفي بلاغت نيا

مصطفي بلاغت نيا

زندگی نامه

شهید مصطفی بلاغت نیا در نیمه شعبان1339 ش در تهران دیده به جهان گشود . پدرش شکرالله در كار روحانیت بود و محل رجوع مسائل دینی و شرعی مردم و امام جماعت مسجد حضرت زهرا (س) در خیابان امیری بود.

مصطفی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان فصیح و دبیرستانهای رهنما و ملی قدس خواند و دیپلم گرفت.

بلاغت نیا در شهریور 1357 با دختر دایی خود ملیحه یارقلی ازدواج کرد . ملیحه در هیدج ، از توابع ابهر ، ساکن بود که پس از ازدواج با مصطفی به تهران آمد و آن دو زندگی مشترکشان را در منزل پدر مصطفی واقع در خیابان حسام الدین ، خیابان تیموری ، آغاز کردند. حاصل این ازدواج یک فرزند دختر به نام ثمینه بود..

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، از اواخر 1360 به جبهه های نبرد اعزام شد. وی پس از رشادتهای فراوان در 25 آبان 1361 درسومار به شهادت رسید و در قطعۀ 28 ردیف 33 شماره 8 بهشت زهرای تهران دفن گردید.

 

دوران جوانی

دورۀ جوانی مصطفی با اوج مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی همزمان شده بود که او نیز به سهم خود در اغلب راهپیماییها حضور می یافت. به هنگام ورود امام خمینی به ایران در بهمن 1357 هم تا بهشت زهرا پیاده راه پیموده بود . او در عین حال اهل مطالعه بود و کتابهای شهید دستغیب و شهید مطهری را به دقت می خواند .

توی ایام نوجوانی یک هیئت داشتند و در آن فعالیت های مذهبی و قرائت قرآن و...(مثل حلقه خودمون) می کردند.

اولین بار بچه های هیئت عکس امام خمینی را لای قرآن مصطفی دیدند. همان زمانی که خیلی از پدرانشان هم عکس امام را هنوز ندیده بودند.

همین شد جرقه ای برای شناخت بیشتر امام و فعالیت های انقلابی بچه های هیئت!

با این که سن و سالی نداشت، روزهای اوج درگیری و تظاهرات، نمی شد توی خانه بندش کرد.

بعد از ظهرها که می رسید با سر و روی و لباس خونی، همه اهل خانه هول می کردند، بلافاصله دست هایش را می برد بالا و می گفت «من سالمم چیزیم نیست. یه چند تا مجروح رسوندم بیمارستان لباسم خونی شده»

خبر شهادت

خبر شهادتش را به برادرش مرتضی دادند.

اصلا حال خودش را نمی فهمید. ناخواسته راه افتاد سمت مسجد پدرش.

نمی دانست خبر را چه طور به پدر بدهد. بین نماز مغرب و عشا رسید. انگار که از قبل پدر منتظر شهادتش باشد و آرام و صبور ایستاد و رو به نمازگزاران کرد و گفت «آقا مصطفی شهید شد!»

پدر به خانه که رسید، رنگ به صورت نداشت.

وصیت نامه

اعوذ بالله من الشّیطان الرجیم بسیم الله الرحمن الرحیم و بسم رب الشّهدا و الصّدیقین» امام حسین(ع) سرور آزادگان و سالار شهیدان: الحیوه عقیده و الجهاد. بعد از سلام بر مهدی صاحب الزمان(عج) که رویت آن بزرگوار، یکیاز نعمت های بسیار مهم جنگ که به قولامام موهبتی الهی است، می باشد و بعد از سلام بر حضور امام بزرگوارمان که قلب مستضعفین جهان برای شنیدن یک کلمه ی مبارکش به تپش می افتد و تک تک کلماتش هم چون تیری بر قلب دشمن ضعیف و زبون فرود می آید و بعد از سلام به ارواح پاک شهیدان اسلام که با خون ایشان درخت اسلام احیا و بارور می شود. و بعد از سلام به حضور معلولین و مجروحین جنگ که با جانفشانی خود و با خون خود اسلام و مسلمین راحیه می کنند و بعد از سلام به رزمندگان اسلام وامت مسلمان در سرتاسر جهان من مصطفی بلاغت نیا فرزند شکر الله، متولد 1339 با شماره شناسنامه 1494 صادره از تهران، این وصیت نامه را در کمال صحت و سلامت در تاریخ 6/7/61 یک روز قبل از اعزام به کربلای حسین و میعادگاه عاشقان حسین با یکتا معبود خود می نویسم...


 

من در زندگی مخصوصاً در دو سال اخیراز چند مسأله همیشه در عذاب بوده ام، یکی آن دسته ی مردم به قول قرآن کریم صمٌ بکمٌ عمیٌ فهم لا یرجعون هستند که این همه معجزه و تحول معنوی را ظاهراً می بینند و کوچک ترین تحوّل فکری و حرکتی درایشان ایجادنمیشود. و دیگر آن دسته از مردم که بدون در نظر گرفتن انسانیّت و تعهّد و مسئولیت شرعی و انسانی که به گردن آن ها نهاده شد، تمام عمرشانمانند حیوانات می گذرانند و بیشترین ناراحتی من از این است که این دو دسته مردم در سایه ی انسانیتی که بیدار و متعهد مسلمان و ایثارگر تهیه می نمایند روزگار می گذرانند. و من از خواهران و برادران مسلمانم به عنوان کسی که خون ناقابلش را در راه اسلام داده است چند تقاضا دارم. اول حفظ اسلام، چون در این برهه از زمان اگر ضربه ای به ما وارد شود جبران آن مشکل است و حال که خون جوانان سیل عظیمی تشکیل داده و مخالفان اسلام را در خود نابود می کنند وبهترین موقعیّت برای ایثار می باشد، چرا ما فقط نظاره گر باشیم. دوم حفظ و شناختن و قدردانی از امام و اسلامی شدن خود نوعی قدردانی از امام است. بسیاری از انقلابات جهان به دلیل نداشتن رهبری صحیح و با انحراف رهبری انقلابشان به نابودی کشیده شده است. حال که خداوند بر بندگان خود منت گذارده و چنین رهبری که نعمتیاست خدایی بر ما عطا فرموده، چرا از موقعیت استفاده نکرده و به درگاه .... نجوییم و سوّم حفظ حرمت خون شهدا و رساندن پیام آن ها به گوش جهانیان می باشد و در آخر خواهشمندم به کشورهای برادری مانند افغانستان را که مظلوم واقع شده اند فراموش نفرمایید. از پدر و مادرم به خاطر زحماتی که برای من و خانواده ام متحمل شده اند سپاسگزارم و امیدوارم که خداوند کریم اجری عظیم جهت ایشان در نظر گرفته باشد و درمورد دوستان و آشنایان و سایرین امیدوارم در صورتی که از من ناراحتی و یا اشتباهی دیده اند حلالم کنند و در مورد خانواده ام خواهشمندم دقیقاً همان طور که دستور شرع مقدس اسلام است عمل شود و از لحاظ تربیت تنها فرزندم ثمینه سفارشی ندارم، چون از طرز تربیت کردن پدرم خیالم آسوده است. در آخر باید بگویم که آرزوی دیدار آقا امام زمان تا این تاریخ در دلم مانده است تا شاید توفیق زیارت و دیدارش را یافته و در آخرین لحظات عمرم سر به زانوی مبارکش بگذارم و به امید فرج حضرت مهدی امام زمان و به امید نصرت اسلام و اسلامیان و به امید طول عمر برای رهبر عظیم الشأن و به امید این که مورد عفو خداوند مهربان قرار بگیرم، همه شما را به خدای بخشنده و مهربان می سپارم. خدا نگهدار. «اللّهم اسئلک ان تجعل وفاتی قتلاً فی سبیلک تحت رایه نبیّک»

 

با تشکر از خانواده آن شهید

که مارا در تهیه این مطلب یاری فرمودند

التماس دعا

ديدگاه هاي شما ::.
ali
خيلي خوب بود.ممنون

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی